انسان در جستجوی جاودانگی

انسان در جستجوی جاودانگی

انسان در جستجوی جاودانگی
شما بازديد كننده هستيد

   خانه

پست الكترونيك

آرشيو


نویسندگان وبلاگ

روح انگیز

آرشیو وبلاگ

بهمن ۸۸
تیر ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥

اين وبلاگ را صفحه اصلي خود كنيد


روح
روح آزاد
بهانه هاي زيباي زندگي
معجزه روح
ادب سرا
پشت نقاب شب
معنویت یک علم است
از جنس خدا
دريچه‌اي به سوي ملكوت
اينترنت
دکتر شریعتی
قرآن مجيد
ديوان حافظ
نمايشگاه بين المللي كتاب و مطبوعات
دو پرنده یک پرواز
دقايق سرخ زندگي
من ديوونتم به خدا
یالطیف
زندگی یعنی توکل به خدا
يک دريچه آسمان
يک قلب پاک از تمام معابد جهان زيباتر است
در برابر خدا
پسری با کفشهای کتانی
عشق به خدا شاهراهي به كمال
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب های وبلاگ
اخبار ایران
اخبار ICT
تفریحات اینترنتی
تالارهای گفتگو
فروشگاه آنلاین


لوگودونی وبلاگ

پرشین وبلاگ

 

دوشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۸

 

چندی پیش با چندتا از دوستانم در مورد حق و حقوق زن صحبت می کردیم و به سؤالاتی رسیدیم که برای پاسخ به آنها ناگزیر به تحقیق شدیم که نتیجه آن را در اینجا آورده ام. سؤالات چه بود ؟از کجا باید شروع کرد؟اصلی ترین سوال این است زن در قانون و شرع چه حق و حقوقی دارد.

هر گونه نتیجه گیری و پاسخ دادن به این سؤالات بدون مطالعه و تحقیق ، بیهوده و نادرست است اینگونه شد که تحقیق را آغاز نمودیم و وقایع پیرامون این موضوع، بیهوده و نادرست است . اینگونه شد که تحقیق را آغاز نمودیم .البته انچه را که اینجا آورده ام قسمتی از این تحقیقات است که هنوز هم ادامه دارد.در حال حاضر قسمتی ار این تحقیقات را در اینجا آوردم و دوست دارم از نظرات شما هم استفاده کنم.

 

سیر تحول تاریخی فمینیسم

ریشه‌ ظهور فمینیسم را شاید بتوان به تحولاتی چون رنسانس و تحولات بعد از عصر روشنگری و سپس انقلاب فرانسه و انقلاب صنعتی نسبت داد که مناسبات زن و مرد را در بعضی یا تمامی جهات مورد سؤال قرار داد. ورود واژه فمینیسم به زبان فرانسه به سال 1837م. برمی‌گردد. پسوند « ism » نشان از وجود مکتبی دارد که در جهت باز پس‌گیری حقوق، آزادی و نقش اجتماعی زنان فعالیت می‌کند . جنبش فمینیستی در واقع نوعی اعتراض به مردسالاری آشکار حاکم بر اعلامیه حقوق بشر فرانسه بود؛ زیرا این اعلامیه حقی برای زنان در نظر نگرفته بود. جنبش فمینیسم در سال 1848 در آمریکا مطرح شد و در همین سال اولین منشور دفاع از حقوق زنان در آمریکا اعلام شد. البته سیر فعالیت فمینیست‌ها در دو سه قرن اخیر یکنواخت نبوده ؛ زمانی عمدتا به محاق رفته و گاه به صورت حرکت‌های سازمان یافته درآمده است که از آن به سه موج تعبیر می‌کنند: موج اول از قرن نوزدهم شروع شد و تا سال‌های پس از جنگ جهانی اول ادامه یافت؛ موج دوم به دهه شصت برمی‌گردد و موج سوم دو دهه اخیر را شامل می‌شود. قرن نوزدهم، قرن جنبش‌های اجتماعی، ‌مذهبی و فمینیستی است. جنبش زنان، حق اشتغال، افزایش مزد زنان و برابری حقوق آن‌ها با مردان در این قرن آغاز شد. جنگ دوم جهانی، زمینه‌ساز موج دوم فمینیسم شد. در این جنبش فمینیست‌ها فراتر از حقوق سیاسی زنان، به برابری همگانی در آموزش، کار و امور خانه توجه کردند. نیاز دولت‌ها به مردان جنگی سبب شد که زنان به طور گسترده در مشاغل خارج از خانه به کار گرفته شوند.

     در موج دوم، فمینیسم عملاً به بخش قابل توجهی از اهداف خود یعنی حق رأی زنان یا برابری حقوق زن و مرد در بسیاری از وجوه حیات اجتماعی، دست یافت. هدف اصلی و مهم فمینیست ها در موج دوم «نجات زن» بود فمینیست های موج دوم، معتقد بودند رهایی زنان از نابرابری ها کافی نبوده و باید زنان را از دست مردان نجات داد. نقد ساختارهای ایدئولوژیک ریشه دار مانند «مردسالاری» و «قرار داد اجتماعی»، در کلیت ازدواج، تأکید بر تبحر و حرفه اقتصادی از جمله ویژگی های مهم فمینیست های موج دوم به شمار می رود.

این افراد معتقد بودند برای رهایی و نجات زن، باید روحیات زنانه را از بین برد و آن قدر به سمت افراط رفتند که بر ظاهری مردانه در پوشش، موهای کوتاه، کفش بدون پاشنه، کت و شلوار زمخت و چهره بدون آرایش و ... نیز تأکید داشتند. از اوایل دهه 90، حرکت‌های فمینیستی تند رو به تعدیل گذاشت؛ چرا که آثار سوء افراط در حرکت‌های زن محور، بیش از همه دامن زنان را گرفت. بر این اساس، از جمله بازنگری‌های نگرش فمینیستی در موج سوم، بحثی است که به دفاع از زندگی خصوصی و خانواده می‌پردازد و مادر بودن را فعالیتی پیچیده، غنی، چند رویه، پرزحمت و شادی‌آفرین می‌داند که زیستی طبیعی، اجتماعی، نمادین و عاطفی است. در امواج قبلی فمینیسم، زنان بالقوه خواهر یکدیگر محسوب می‌شدند؛ اما در موج سوم سن، قومیت، طبقه، نژاد، فرهنگ، جنسیت و تجربه بر شکل‌گیری هویت زنان مؤثر قلمداد گردید؛ در این معنا، برخلاف نظرات پیشین، یک ایدئولوژی خاص نمی‌تواند بر همه زنان حکومت کند. حاصل آن‌که در این جریان، نگرش فمینیست‌ها نسبت به موج دوم تعدیل شد؛ هم‌چنین تعدد و انشعاب در نگرش‌های فمینیستی رخ داد و نظریه فمینیستی مورد نقد جدی نظری، از جمله از سوی پست ‌مدرن‌ها قرار گرفت.

- (مدرن) (قدرت طلب): معتقدند نه تنها زن فرودست نیست بلکه فرا دست نیز هم است- حتی ادعامی شود زنان می توانند و حق دارند قدرت زنانه را جایگزین آن چیزی نمایند که تا کنون مردانه بوده است.(در مقابل دیدگاه مرد سالاری)

- پست مدرن ها (دیدگاه جدید): معتقد به نوعی تعادل، حفظ نظام خانواده- همراه با تعادل در مشارکت بیرون خانه می باشند.

 

در پست بعدی ادامه تحقیق در موضوع "حقوق زنان در کشورهای اسلامی" است . اگر در این موضوع نظرات و یا مطالبی دارید دریغ نکنید.

 

 


۳:٠۱ ‎ب.ظ در ساعت روح انگیز نوشته شده توسط  

دوشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٧

 

مانند بچه ها ساده دل باشید

 

تا از گناهانتان دست نکشید و به سوی خدا باز نگردید و مانند بچه های کوچک نشوید، هرگز نخواهید توانست وارد ملکوت خدا گردید! پس هر که خود را مانند بچه کوچک فروتن سازد، در ملکوت خداوند بزرگترین خواهد بود، و هر که به خاطر من خدمتی به این بچه ها بکند در واقع به من خدمت کرده است. کسی که به اسم من معجزه می کند مخالف من نیست، کسی که به ضد ما نیست، با ما است. ولی اگر کسی باعث شود یکی ار این بچه های کوچک که به من ایمان دارند، ایمان خود را از دست بدهند، بهتر است آن شخص سنگ آسیابی به گردن خود ببندد و خود را به قعر دریا بیندازد.

هیچگاه این بچه های کوچک را تحقیر نکنید، چون آنها در آسمان فرشتگانی دارند که همیشه در پیشگاه پدر آسمانی من حاضر می شوند. من آمده ام تا گمراهان را نجات بخشم.

وای به حال این دنیا که باعث می شود مردم ایمانشان را از دست بدهند. البته وسوسه همیشه وجود دارد، ولی وای به حال کسی که مردم را وسوسه کند. پس اگر دست یا پای تو، تو را به گناه بکشاند، قطعش کن و دور بینداز. بهتر است بدون دست و پا وارد بهشت شوی تا اینکه با دست و پا به جهنم بروی.

 

تعلیمات عیسی مسیح (ع) به روایت متی

            از کتاب : تعلیمات مسیح (ع) دوازده انجیل


۳:۱٦ ‎ب.ظ در ساعت روح انگیز نوشته شده توسط  

شنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٧

 

او را بخوانید 

خدا را در وجود خود و در وجود دیگران، در طبیعت، در آسمان و در زمین بخوانید و صدایش بزنید. در وجود هر آنچه می بینید و نمی بینید، خدا را صدا بزنید و او را بخواهید تا در وجود همه چیز و همه کس خود را، آنطور که خود می داند، آشکار سازد. خدا را آن گونه بخوانید که روح خود را.با هر دم و بازدمی، با هر نفسی خدا را بخوانید که هر نفس، خود نام خداوند است ...

 از سخنان استاد ایلیا ( پیمان فتاحی )

منبع : کتاب جریان هدایت الهی

سوره بقره – آیه 186

چون بندگان من درباره من از تو بپرسند، بگو که من نزدیکم و به نداى کسى که مرا بخواند پاسخ مى‏دهم. پس به نداى من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند. 

سوره علق – آیه 1 تا ه

بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید انسان را از خونى بسته شده آفرید بخوان که پروردگارت از هر کریمى کریم‏تر است کسى است که به وسیله قلم تعلیم کرد آرى انسان را تعلیم کرد چیزهایى را که نمى‏دانست

سوره اعراف – آیه 180

از آن خداوند است نیکوترین نامها. بدان نامهایش بخوانید. آنها را که به نامهاى خدا الحاد مى‏ورزند واگذارید. اینان به کیفر اعمال خود خواهند رسید.

سوره الاسراء – آیه 110

بگو: چه اللَّه را بخوانید چه رحمان را بخوانید، هر کدام را که بخوانید، نامهاى نیکو از آن اوست. صدایت را به نماز بلند مکن و نیز صدایت را بدان آهسته مکن و میان این دو راهى برگزین. 

سوره مریم- آیه 48

پروردگار خود را مى‏خوانم، باشد که چون پروردگارم را بخوانم محروم نشوم.      


۳:۱۸ ‎ب.ظ در ساعت روح انگیز نوشته شده توسط  

سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٧

 

اسرار خلقت

 خداوند در وجود انسان دانه ای کاشت. دانه ای که همه ی اسرار خلقت در آن نهفته شده و قدرت و نور خداوند در آن پنهان است. خداوند متعال، روح پاک خود را در وجود انسان نهاد. روح خداوند همان دانه است. روح خدا از او جدا نیست. مانند نور خورشید که از خورشید جدا نیست. 

از سخنان استاد ایلیا ( پیمان فتاحی )

منبع: کتاب جریان هدایت الهی

سوره بقره

و نامها را به تمامى به آدم بیاموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه کرد. و گفت: اگر راست مى‏گویید مرا به نامهاى اینها خبر دهید. (31)

گفتند: منزّهى تو. ما را جز آنچه خود به ما آموخته‏اى دانشى نیست. تویى داناى حکیم. (32)


٩:٤٤ ‎ب.ظ در ساعت روح انگیز نوشته شده توسط  

یکشنبه ٤ فروردین ،۱۳۸٧

 

" نیاز روح، روح خداست" 

اگر به جسم انسان هوا نرسد، می میرد. اگر غذا و آب نرسد، می میرد. اگر جسم نخوابد و استراحت نکند، مرگ حتمی است و به طور کلی اگر به نیازهای جسم پاسخ داده نشود و جسم در شرایط مساعدی قرار نگیرد بدون شک مرگ به سراغش خواهد آمد. روح و باطن انسان نیز دارای نیازهایی می باشد. احتیاجاتی شبیه به جسم لیکن از سنخی دیگر. جریان هدایت الهی و حقیقت جاری، پاسخ کاملی است به نیازها و احتیاجات جسمی، ذهنی، باطنی و روحی انسان. اگر انسان از این جریان حقیقت، از روح الهی بهره مند نباشد و از شعاع های آن بهره نگیرد بدون شک از باطنی بیمار و رو به موت و شاید هم مرده و پوسیده برخوردار است...نیاز انسان به روح خدا، مانند احیتاج نوزاد است به مادر... به همان میزان که جسم برای ادامه ی حیات خویش به هوا و غذا نیازمند است. روح و باطن او نیز به جریان تعالیم حق که همانا هدایت الهی و روح ربانی است، نیازمند و محتاج می باشد...

 از سخنان استاد ایلیا ( پیمان فتاحی )

کتاب جریان هدایت الهی 

 سوره السجده – آیه ۹

آن گاه بالاى او راست کرد و از روح خود در آن بدمید. و برایتان گوش و چشمها و دلها آفرید. چه اندک شکر مى‏گویید. 

سوره المجادله  - آیه 22 

نمى‏یابى مردمى را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشند، ولى با کسانى که با خدا و پیامبرش مخالفت مى‏ورزند دوستى کنند، هر چند آن مخالفان، پدران یا فرزندان یا برادران و یا قبیله آنها باشند. خدا بر دلشان رقم ایمان زده و به روحى از خود یاریشان کرده است و آنها را به بهشتهایى که در آن نهرها جارى است درآورد. در آنجا جاودانه باشند. خدا از آنها خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند. اینان حزب خدایند، آگاه باش که حزب خدا رستگارانند.


۸:٤۱ ‎ق.ظ در ساعت روح انگیز نوشته شده توسط  

سه‌شنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٦

 

قسمتی از تمثیل ابر نورانی 

 روح خلاق را در انسان مانند توده متراکمی از ابر غلیظ تصور کن. این ابر، چشمه قدرت آفرینندگی است. عصارۀ همه قدرت هایی که در آسمان ها و زمین است در این ابر نهفته و این ابر خود نهفته در انسان است. روح آسمان در این ابر نورانی حمل می شود و خورشید و ماه و ستارگان وجودِ انسان در آن مستترند. هر چیزی که به هر نحو در ارتباط با این ابر خلاق قرار گیرد و با قدرت آفریننده آن در تماس باشد. بارور و فعال و دگرگون می شود. و هر گاه دعاها و قصدها و کلام انسان، و رویاها و آرزوهای او بتوانند از این ابر خلاقه تغذیه کنند، به تحقق می رسند...بارش های ابر خلاقه، شفادهنده و حلال است پس بر هر مسئله یا خواسته ای بریزد آن را شفا می بخشد و حل می کند. یگانه قدرت خلاقه ای که در عالم هست مربوط به همین ابر نورانی و خلاقه است که در درون تک تک انسان ها نیز دمیده شده و می تواند جریان داشته باشد. هر قسمتی از وجود انسان و هر موجودی که تحت بارش یا تجریه این ابر احیاگر قرار گیرد زنده می شود. ابر نورانی زاینده است و هر چه بیشتر ببارد، بارش آن بیشتر می شود و جریان آن گسترش می یابد. بدون تماس با این ابر خلاقه، هیچ خواسته ای به تحقق نمی رسد و هیچ قصدی سرانجام نمی یابد...اگر نگاهت را بزرگتر کنی می بینی که در کل عالم فقط یک ابر نورانی و خلاق هست که همه موجودات هستی غرق در آنند. همه هست ها در این هستی نامتناهی غوطه ورند لکن ارتباط آنها و نحوۀ برخوردای شان از آن، متفاوت با همدیگر است. شکل ابرها هم در موجودات مختلف مثل هم نیست  اما اصل ابر در تمام آنها یکیست... 

برگرفته از سخنرانی ایلیا "میم" رام الله در سال 1382 در تهران(استخراج متن، از دنباله کتاب جریان هدایت الهی )منبع : از فصلنامه علوم باطنی شماره (6)

  عطار می گوید

  چشم بگشا که جلوۀ دلدار         

                       متجلی است از در و دیوار


۱۱:۱٦ ‎ق.ظ در ساعت روح انگیز نوشته شده توسط  

دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦

گمشده­ام كجاست

گمشده­ام كجاست

داشتم می­گفتم:

همه چیز برام تكراری شده بود، به هر دری زدم، به نتیجه نرسیدم. به خودم قبولوندم كه زندگی یعنی همین و من هم مثل همه آدمای دیگه باید رفتار كنم و دلمو به همین چیزا خوش كنم. باید ازدواج كنم، بچه دار بشم و ... سالها گذشت و من سعی كرده بودم، این خلاء آزاردهنده رو فراموش كنم. سرم گرم شده بود به كارم، دوستام، خانواده­ام، به خیابونای پر دود و ترافیك و.... روزهای تعطیلم نهایت تفریحم شده بود رستوران و سینما رفتن و ....

روزها می­گذشت و من روز به روز در روزمرگی­ها گرفتارتر می­شدم. تا اینکه بالاخره مثل بقیه ازدواج كردم و سر كار رفتم و خودم را یک جورایی سرگرم كردم.

تمام فكرم شده بود پول درآوردن تا خانواده­ام راحتتر زندگی كنن و مسائل مادی­شون حل بشه، كه اونم در پرده ابهام بود. هر لحظه ممكن بود همین دلخوشی­ها هم با یه اتفاق یا یك تصادف یا.... از بین بره و هرچی در این سالها ساخته بودم در ثانیه­ای نابود بشه. زندگی برام پوچ و بی­معنی بود. گاهی در خلوتم فكر می­كردم زندگیمو به چی می­فروشم؟ دیگه كاملاً نا امید شده بودم از همه چی و در ترس و اضطراب از دست دادن همین چیزایی كه عمرمو براشون گذاشته بودم به سر می­بردم.

تا اینكه یكروز ...

 

 

 

 


۱٢:۱۱ ‎ق.ظ در ساعت روح انگیز نوشته شده توسط  

یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦

 

گمشده ام كجاست 

در درونم خلاء بزرگي احساس مي كردم. به هر دري مي زدم تا اين خلاء رو كه همه وجودمو گرفته بود، پر كنم. فكر مي كردم، اگر دانشگاه برم و مدارج علمي رو پشت سر بزارم، اگر براي خودم تو جامعه كسي بشم، اين خلاء درونيم پر مي شه و هدف از زندگي همينه، ولي نشد. فكر مي كردم اگر انقدر پول در بيارم كه راحت زندگي كنم و هرچي بخوام بدست بيارم، اگر به سفرهاي خارجي برم، اين خلاء درونيم هم پر مي شه، ولي نشد. نمي دونستم به دنبال چي مي گردم و چي مي تونه منو تا آخر دنيا راضي و خوشحال نگه داره، منو پر كنه. فكر اينكه به اين دنيا اومدم كه مثل بيشتر آدماي ديگه فقط ازدواج كنم، بچه دار بشم، صبح تا شب كار كنم تا شايد بتونم آپارتمان يا زميني بخرم و بعد اگر خيلي خوش شانس باشم كه اتفاقي برام نيوفته، جوونيم روز به روز كمرنگ تر و كمرنگ تر مي شه تا وقتي از نظر جسمي ناتوان بشم و بعد بميرم، منو آزار ميداد.

نظر شما چيه،  هدف از زندگي چيه؟ اومديم كه چيكار كنيم؟ خوشبختي يعني چي؟

اگر شما هم مثل من به دنبال خوشبختي و آرامش مي گرديد اين داستان رو دنبال كنيد.


٥:٢٤ ‎ب.ظ در ساعت روح انگیز نوشته شده توسط  

دوشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٦

 

آرزوي شيريني

 

نقل است كه ذوالنون مصري را ده سال آرزوي شيريني بود و نخورد. يك شب عيد، نفس گفت: چه شود اگر فردا مرا شيريني به عيدي دهي؟ ذوالنون گفت: اي نفس! اگر امشب همراهي كني تا نماز كنم، فردا تو را شيريني دهم. نفس موافقت كرد. روز دگر چون نماز عيد فارغ شد، شيريني آوردند، شيخ لقمه اي برداشت تا به دَهَن برد، بازگردانيد، و دركاسه نهاد. خادم گفت: يا شيخ! اين چه حال بود؟! ذوالنون گفت: آن ساعت كه لقمه برداشتم، نفس گفت: عاقبت به مقصود رسيدم. من گفتم: هرگز نرسي!


۱۱:٤۳ ‎ب.ظ در ساعت روح انگیز نوشته شده توسط  

جمعه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٥

 

روح بزرگ! خداوندا! ای خالق هستی!

به قلب،  ذهن،  جسم و روح من خوش آمدی

اینجا همیشه جای توست

خردی به من عطا فرما تا صدای درونم را ارج نهم

و قدرتی، تا در حالی که آوای مقدس خویش را سر داده ام، استوار باقی بمانم

مرا به راهی که برای من مقرر شده است، هدایت فرما

و به من شجاعتی ده

تا آنچه برایم دست یافتنی است را پی گیرم

برای تلاش هایم و تعالیم آن سپاسگزارم

آنچه مرا به اینجا که اکنون هستم،

رسانیده است را از یاد نبرده ام

قلب مرا بر کمال شفابخش طبیعت بگشا

ما همه با هم همبسته ایم،

و این موجب آرامش من می گردد

ای روح بزرگ! خداوندا! ای خالق تمامی هستی!

روح مرا پاک گردان و جان مرا شستشو ده

اینجا همیشه جای توست

 

لاورل سینگینگ واترکت

 


۱٢:٠٠ ‎ب.ظ در ساعت روح انگیز نوشته شده توسط  


***كپي برداري از مطلب با ذكر منبع مجاز ميباشد***